کجاست عشقی که آتش بجان ما کند//خواب ز چشم رباید و دل ز غیر جدا کند
کجاست عشقی که دیده ز غیر فرو بندد//همه عالم به تصویر رخ یار، نما کند
توبه داشتم که بجز به نیک کس یاد نکنم//دوست و دشمن بجز به خاطر نیک دگر یاد نکنم
توبه شکستم که تو را بار دگر یاد کنم//چون نیک خاطره ای نیافتم که بدان تو را یاد کنم