دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

خلوت

به کویت آمدم رویت ببینم/به خلوت آن قد رعنا ببینم

کمان زلف تو در نور مهتاب//رخ ماه تو را در برکه بینم

چه باطل بود آن خوش گمانم//که شب را، خلوت دلبر نشینم

خبر دادی که با غیر آشنا گشتی//چه باکم که تو را با رقیب ببینم

وفا از خوب رویان کس ندیده// که من از تو وفای به عهد ببینم

پند زاهد

زاهد مرا پند گوید که می خوردن گنه است//خلوت با خوب رویان و رقص و طرب گنه است
من ندانم پس چرا همه عمر برسجاده نشیند زاهد//تا که شاید به کف آرد آنچه امروز گنه است

خانه های شیشه ای

چه خوش بود گر خانه ها هم شیشه ای بود//جهان بی رمز و راز، شفاف شفاف بود
همه اندیشه ها پاک، دلها پر ز مهر بانی بود//جهان بی دروغ، دو رویی و دو رنگی بود