دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

چاه

  • مرا نیاز به چاه ایی است بی انتها در این اطراف//نیاز به چاهی بی نی و نوایی است در این اطراف./
    هزار کهکشان غم به دل جای دارد، فریاد گاهی نیست//به دل سیه چاله ها بسی جای دارند دگر فضایی نیست./
    تو را هشدار که گر فریاد برآید هستیم سوزد//مرا سوزد تو را سوزد جهانی را هم به آنی بسوزد ./
    ولی گر تو مرا را چاه آنگونه نمایی //چو مولایم یک چاه بی پژواک مرا بازنمایی./
    سرم تا پای در چاه کنم فریاد برآرم//ز دست جاهلان در چاه بی پژواک فریاد برآرم./
    که چون چاه بی ته و بی نی و پژواک باشد//بدانم که این سوز در ته چاه جاوید باشد./
    ولی ترسم که گر پژواک برآید ز این سوز//و یا نی با نسیم باز گوید ذره ای ز این سوز./
    بسوزد هستی از بن تا به افلاک با چنین سوز//نباشد بی درنگ هیچ مانده از سوزش سوز./

بوسه یار

بار دگر یار بوسه بر طبیعت زد// ز شعف شکوفه بر شاخه های بی جان زد/

نرگس به رقص آمد و لاله گل گشود//بلبل به طرب نغمه خویش باز نمود/

آهوی ختن مشک  بر  نسیم  سحر سپرد//گویی که اکسیر زندگانی به باد سپرد/

هرشکوفه عطری بر مشک نسیم افزود//بر لطافت حریر نسیم،  مهر ز کرم افزود/

قاصدک به رقص آمد و همره باد شد//به هر کوی و برزن، مژده اش اتمام زمستان شد/.

سعادت مژده را در یاب غم را فراموش کن//بزن بر دف به شادمانی این ز باد گوش کن/

بغض

الهی سینه ای پر ز درد دارم//الهی بغض در گلو خار در چشم دارم/

الهی دوستان رسم دوستی گذاشتند//دشمنی را بر دوستی بس ارج گذاشتند/

الهی جمعی به غربت ماوای گرفتند//ز بس خودی بد کرد به غیر خو گرفتند/  

الهی این چه دردی است در جان ما افتاد// دوست دیروز، امروز دشمن افتاد/

الهی درمان این درد  به حق در روشنی باد//الهی نور دانشت بردل جمیع آدمی باد/

الهی تاریکی را بر جهان پایان زود باد//الهی جهان از دروغ وکینه آدمی پاک باد/

الهی سعادت را، سعادت همیشه آرزو باد//جهانی بی کینه، پر ز محبت او را آرزو باد/