دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

نصیحت

گفتی که دگر می نخور ای عاشق رند//در پی می تومرو در خانه آن ساقی رند

گفتم  که نصیحت به جان خریده ام/دیر زمانی است که این پند به گوش گرفته ام

گر مرا مست بینی از نوشیدن دوش نیست//زآن می که در ساغر ساقی است نیست

ما را  ز اذل در جام می انداختنده اند//گویی که بجای اب می در گل ما انداختنه اند

ز آن است که ما هوشیاری بخود ندیده ایم//عاشق گشته و بجز نقش معشوق ندیده ایم

 حساب سود و زیان  هرگز به عشق نکرده ایم//جای خال و کمان ابرو اندازه نکرده ایم

آن کمان ابرو که همه کج پنداشتند//ما شیفته اش گشته و ما را به این مست پنداشتند

سعادت را ز پند زاهد و معتصب چه باک باشد//ز آن عشق که ز اذل تا به ابد با او باشد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد