دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

درس معلم

اکسیر زندگی، عشق را تو به من آموختی// ریاضی و فیزیک وشیمی را تو به عشق آمیختی/

به درس هندسه کمان ابروی  یار حساب می کردیم//به درس فیزیک پرتو نگاه یار اندازه میکردیم / 

در درس هنر بجز  تصور رخ یار هیچ  نمی کردیم// جز چهره او بر کاغذ بی خط هیچ نقش نمی کردیم /

درس شیمی در پی اکسیر عشق می خواندیم//بهر چاپ عکس رخ یار  بر تخته دل می خواندیم/

جبر نبود بجز معادله عشق که بیان می کردی// بر بی ریشگی این معادله بسی صحبت می کردی/

درس حساب جدید، درس شمارش ثانیه ها بود//حساب لحظه های فراغ آن مه رخ ابرو کمان  بود/

درس جغرافی در پی جای خال لب یار بگذشت// درس تاریخ در صحبت از سلسله عشاق بگذشت/

ما درس بجز رسم عاشقی ز معلم هیچ نگرفتیم// همه درس همین بود که به کمال از او یاد گرفتیم/