دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

حلقه رندان

حلقه رندان ما خود بنا ساختیم//چون خطا رفت، ما خود زآن رها ساختیم/

پروانه شدن رهایی ز پیله می خواهد//تخریب هر آنچه ساخته ای، می خواهد/

عاشقی بی خود شدن ز خود می خواهد//بی نام و نشان، هیچ شدن می خواهد/

سعادت را گرعاشقی رسم زندگی باشد//چون یکی سوخته دل، بی نام و نشان باشد/

پشت دست داغ کردن

دوستی نوشته بود که پشت دستم را داغ می کنم که دیگه عاشق بشم. می خواستم بهش بگم عزیم آنکه لازم است داغ کنی چشم و دل است گرنه دست بیچاره که در این وصل و فصل نقشی نداشته است.


گنه کرد به بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری

خوشا

خوشا آنان که دل ز دنیا بردیند/ دنیا با همه بزرگی سرابی بیش ندیدند

خوشا آنان که ذکر یار دائمی دارند//همیشه به دل هوای کوی نازنین دارند

خوشا آنان که در جمع  هم خلوتی دارند/به دل با یار همیشه محفلی دارند

خوشا آنان که عمر را همه عاشق بودند/همه حال تصویری ز یار مهربان بودند

خوشا سعادت را هم که میل یار دارد/گر او نیست یار، ولی بار یار خلوتی دارد