دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

امید

سالی گذشت  که نبود نکو از بر ما//امید که چرخد، جرخ امسال بر مراد ما/ 

 دوش که فال زدیم بر میمنت امسال//آمد که امید بهروزی است اندر ره ما

دل بیمار

یا رب چه کنم که دل بسی بیمار است//عمری است عاشق به نگاه یک طناز است

ما را نبود که دل رها به دنیا کنیم//دل مشغول به خال رخ آن عشوه گر غماز کنیم

یارب دل نازک و بس برنده تیغ نگاه// برده هوش ز سر، آن به زر آغشته تیرنگاه

طاقت نیست دل نباختن به افسون نگاه//باید کور بود و ندید تا نشد دلبند به افسون نگاه

دیده ای نیست که با شد رها ز این افسون//هر دیده ای که دیدیم مبهوت است زین افسون

سعادت نیست ما را غمی زین دل باختگی//چون یار خود دیده و دل داد بهر دل باختگی

نگاه تو

من یکی جام می در نگه تو نوشیده ام// من مستی خویش ز نگاه تو ربوده ام

نمی دانم چه کرده نگاه چشم تو با من//که از آن پرتو اول ربوده هوش از سر من

بسی وصف مستی ز می شنیده بودم//ولی اینگونه مستی را ز کس نشنیده بودم

مارا هوس بر مستی ز می بود ساقی// ولی بی می خراباتی شدن ما را نبود ساقی

خوش است ما را که مستیم از رخ یار//جهان زیبا است چو می ببینم آن را در رخ یار