انسان ها باید یاد بگیرند که همدیگر را درک نموده و دوست بدارند. شاید هیچ کس نیست در دنیا که هیج چیز برای تحسین کردن و دوست داشتن نداشته باشد. همان کس که من و تو از او متنفریم می تواند عضوی از خانواده ای باشد که او را تا حد پرستش دوست دارند. پس او هم برای دوست داشته شدن صفات مثبت به اندازه کافی داشته است. من همیشه دلم به حال قضاتی سوخته است که مجبورند بخاطر یک صفت و یا عملکرد بد انسانی، او را از همه دوستارانش بگیرند. پس همیشه و همه وقت قبل از اقدام علیه دیگری، باید یاد آوریم که او شاید فرزندی عزیز، پدری دوست داشتنی و یا مادری فداکار است که تنها عدم درک متقابل ما از او از بین رفته است. پس سعی کنیم توانایی درکمان را افزایش دهیم نه میزان جدایی و تنفرمان را که راز و رمرز آسایش دو دنیا و شاید غایت آفرینش در این نکته نهفته است.
آنانیکه اندیشه، چراغ ره تاریک کردند//وجود خویش ز کینه و تنفر تهی کردند
ره دل به غیر محبت چون همه بربستند//وجود خود پر ز مهر، کار خدایی کردند