دوش چو دل هم نوای نی شد//نی ز نوای دل ز خود بی خود شد
حکایت دل چون با نی سر شد//نی شرمنده و خجل ز عمری نالیدن شد
نی حدیث جدایی از خود می کند//ولیکن دل این بهر یار دیرین می کند
یار گم کرده را یاد خود هیچ نیست//سعادت عاشقان را جز ناله و سوز نیست