این بار نسیم سحری ز تونس و مصر می آید//خبر رفتن ظالمین ز دیار فراعنه می آید/
کاش این نسیم جهانگیر شود و بر همه عالم بوزد// بر تک تک کاخ ظالمین عالم بزودی بوزد/
کاش جهان یکپارچه رها ز ظلم ظالم گردد//کاش دل همه آدمیان تنها جای محبت به هم گردد/
کاش دگر هیچ چوبه داری به جهان به پا نگردد// هیچ کس بر صندلی برقی به برق وصل نگردد/
کاش سنگ های جهان به وقت کشتن خاک گردند//کاش همه تیرها به وقت کشتن بی اثر گردند/
کاش دگر بار ظالمی چهره مظلوم بخود نمی گرفت//کاش جای مصدق را شاهی به ظلم نمی گرفت/
کاش هنوز گاندی به هند رهبری می کرد//همچون امیر کبیر به سرزمین پارس صدارت می کرد/
کاش هنوز هم علی حاکم به شهر کوفه بود//کاش شهر ما نیز شهر نبی، حاکمش رسول اکرم بود/