من یکی جام می در نگه تو نوشیده ام// من مستی خویش ز نگاه تو ربوده ام
نمی دانم چه کرده نگاه چشم تو با من//که از آن پرتو اول ربوده هوش از سر من
بسی وصف مستی ز می شنیده بودم//ولی اینگونه مستی را ز کس نشنیده بودم
مارا هوس بر مستی ز می بود ساقی// ولی بی می خراباتی شدن ما را نبود ساقی
خوش است ما را که مستیم از رخ یار//جهان زیبا است چو می ببینم آن را در رخ یار