دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

ساقی

ساقی را گوی که چرا میخانه تعطیل است/// دل ما پر زغم ز غصه  سر ریز است

فکری کن که دگر طاقت ز کف برفته است///دل ما بی قرار یک خنده مستانه است

کوست آن جام می که دوای حال زارما کند// غصه زدل بیرون و ما را زغم آزاد کند

کوست آن جامی که شفای دل افسرده ما کند// دل را رها چو نرگس در نسیم بهار کند

کوست آن که نگاهش شفا ی حال ما کند // گوشه چشمش به زه هزار پیاله می ناب کند

امشب بار دگرآن یار دیرین یاد خواهیم کرد//بر بستراو رقص سمای بسیار خواهیم کرد

ما روی گشاییم به سحر چون یاس در سحرگاه// ما نغمه زنیم چون مرغ سحر به سحرگاه

گر میخانه تعطیل و می ناب در ساغر نیست // به یاد یار سعادت را دگر امشب غم نیست

نظرات 1 + ارسال نظر
... پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 08:49 ب.ظ

سلام آقای دکتر
درسته براتون نظر (یا به قول شما یادگاری) نمیذاشتم ولی هر روز این جا رو چک میکردم.یه مدت بود تند تند می نوشتین. چطور شده چند روز شعراتونو نمی نویسین. نمیگین دلواپس میشیم؟!! نه دلواپس خودتون!!! دلواپس مغزتون که اگه دغدغه هاشو نریزه بیرون باد میکنه!!!
موفق باشین
منتظر شعر بعدی تون هستیم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد