دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

دلدادگی (دفتر یاداشت من)

محلی برای درد دل با دوستان

ناگفتنی ها عشق

باز دل گرفته ما قلم بر کاغذ دارد      باز این فرو بسته لب فکر نوشتن دارد

اما چه نویسد جایی که نوشتن جرم دارد    گفتن ز حقیقت نیز بسی تامل  دارد

پس بار دگر قلم ز دلدادگی ما نویسد      ز خلوت دیرین ما با یار دلربا نویسد

بار دگر وصف جمال یار کند دل        صحبت از ابروی دلربای یار کند دل

گوید که شکار کمان ابروی یار است    خوش به تماشای زلف آن خمار  است

از  لذت بی وصف هم آغوشی یار گوید     از زمزمه های سحری با آن طناز گوید

آز آن می ناب نوشیده به سحر گوید     از سوختن و خاکستر شدن خویش باز گوید

از یکی شدن با یار به وقت نمازش گوید    از کرشمه های آن طناز بوقت دیدار گوید

امید دارم که  دل توبه خویش یاد آرد       ناگفتنی ها عشق ز نامحرمان پنهان دارد

مایه مستی

مستی ما نه از می  خوارگی ما است      بل ز ازل این مایه مستی همره ما است

آن روز که یار  دلربا چهره ما کرد    این تحفه ز وجود ش، با گل ما همراه کرد

خم می

دل ما را ز ازل خمره می  کردند    ///     زین می ناب، همه عمر مستی نصیب ما کردند

ما هوشیاری به جهان هیچ ندیدیم   ///     چون به ازل، یار خود می ناب همره ما کردند